جعفر حميدى
218
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
به نام « باليان » به طور موقت به جانشينى او انتخاب نمودند ، تا كشور صليبى را از خطر برهاند ؛ اما او هيچگونه اميدى بدين كار نداشت . فتح بيت المقدس صلاح الدين با سپاه بيكران و وفادار خود به طرف قدس روانه شد و در ارتفاعات اطراف شهر سنگر گرفت . او پيكى با اين پيام جهت صليبيون به داخل شهر فرستاد . كه : قصد خونريزى در معبد مقدس و حرم شريف ندارد ، و بهتر است كه مدافعان شهر خود را تسليم نمايند و هر مقدار پول و زمين كه مىخواهند بردارند . اما ، صليبيون در جواب گفتند كه نمىتوانند مدفن پيامبر خود را با پول معامله كنند ؛ و يا با زمين معاوضه نمايند ؛ و با كسى نيز سر جنگ ندارند و در صورت تجاوز به قبر پيغمبرشان عيسى ، با تمام نيرو با آنها به نبرد خواهند پرداخت . صلاح الدين به تدبير باز هم مبادرت به جنگ ننمود ، اما با كشته شدن يكى از سردارانش به نام « جمال الدين شروين » در حملهء شبانه گشتيهاى صليبى ، بهانهاى بدست آورد و جنگ را آغاز نمود . صبح روز جمعه پانزدهم رجب سال 583 ه . ق حملهء سپاه صلاح الدين به شهر آغاز شد . منجنيقها ، سنگافكنها ، گلولههاى آتشين ، تيرهاى زهرآلود و قطعات سنگ و آهن بر سر صليبيون باريدن گرفت . مدافعين از داخل حصار حملهها را دفع و با گلولهها پاسخ مىدادند . نبرد با شدت هرچه تمامتر آغاز و به رويارويى و تنبهتن كشيد . هر دو سپاه از روى تعصب و عرق مذهبى با شورى افزون در راه دين خود شمشير مىزدند ، روزها مىجنگيدند و شبها ترك مخاصمه مىكردند . اين كار مدت يك هفته به طول انجاميد تا عاقبت امارات شكست در لشكر صليبيون افتاد و تقاضاى امان كردند . پس هيأتى را براى ترك منازعه به حضور صلاح الدين فرستادند ، اما صلاح الدين وحشيگريهاى سال 492 آنها را به هنگام فتح قدس به يادشان آورد و تقاضاى آنان را نپذيرفت . آنگاه « باليان » خود به حضور صلاح الدين رسيد و با عجز و التماس ، تقاضاى آتشبس نمود . صلاح الدين از بسيارى گريه و زارى باليان دلش بسوخت و تقاضايش را پذيرفت ، مشروط بر اينكه اهالى شهر ضمن داشتن امان به هرجا كه مايلند بروند و هرچه دارند و هرچه مىخواهند با خود ببرند . هر نفر از مردان با پرداخت ده